هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

232

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

بازگرداند و به على بن الحسين ( ع ) سپرد . آن حضرت نيز محصولات آن را ميان فرزندان فاطمه ( س ) تقسيم مىنمود . پس از وفات عمر بن عبد العزيز ، يزيد بن عبد الملك آن را از علويان بازگرفت و در دست خلفاى اموى باقى بود تا آنكه دولت عباسيان پديد آمد . ابو العباس سفاح يكى از فرمانروايان عباسى فدك را به علويان بازگرداند ، و آنگاه منصور پس از قيام عبد الله بن حسن آن را بازگرفت . سپس مهدى عباسى آن را بازگرداند و بار ديگر موسى بن مهدى عباسى آن را از ايشان بازستاند ، و در دست عباسيان باقى بود تا روزگار مأمون . وى آن را به فاطميان سپرد ، و در دست ايشان بود تا آنكه متوكل كه نسبت به على و فرزندان او نظرى بسيار بد داشت روى كار آمد و آن را از ايشان گرفت . روايات فراوان ديگرى نيز در اطراف فدك وجود دارد . ( 1 ) چيزى كه تأكيد مىكند فدك از آن فاطمه بوده و پدرش به وى بخشيده بوده مطلبى است كه در نامهء على ( ع ) به عثمان بن حنيف انصارى آمده است . ايشان در آن نامه مىفرمايند : « آرى ، فدك از ميان همه آنچه كه آسمان بر آن سايه افكنده است در دست ما بود ، ولى نفس گروهى بر آن بخل ورزيد و نفس قوم ديگرى در برابر آن سخاوت ورزيد ، و خداوند بهترين داور است » . « 1 » ( 2 ) هنگامى كه پيامبر از دفع خطر يهود نسبت به اسلام اطمينان يافت و پايگاه ايشان را در سرزمينهاى عربى فروريخت و خواست به مدينه بازگردد ، زينب دختر حارث همسر سلام بن مشكم گوسفند پخته‌اى را كه زهرآلود ساخته بود - و از آنجا كه اطلاع يافته بود پيامبر به پاچهء گوسفند علاقه دارد آنجا را بيشتر زهرآگين نموده بود - براى پيامبر آورد . هنگامى كه آن را پيش روى پيامبر نهاد ، پيامبر و يارانش نشستند تا بخورند . پيامبر

--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ج 4 ص 37 و پس از آن .